بخش ۱۹: کیف، دروازه‌ای برای فتح اروپا

نبرد کیف

صبح روز تابستانی ۱۹۴۳، اولین درخشش نور خورشید ستون خودروهای خاکستری و سربازها رو مشخص کرد که از پل رود دنیپر میگذشتند؛ اونها در حال رفتن به سمت جبهه غرب بودند. ستون سربازان و خودروها همینطور ادامه داشت. هر لحظه از پشت سر صدای شلیک‌های پراکنده‌ای به گوش میرسید. هر انفجاری باعث میشد آلمان‌ها توو راه از پشت شونه‌های همیدگه مضطربانه عقب رو نگاه بکنن و بعد صدای جدیدی شنیدند! سربازان شروع به کردن به دویدن و همرزمانشان رو کنار زدند. ‌این صدای شنی تانک‌ها بود و غرش آشنای موتورهای تی-۳۴؛ تانک‌ها با تمام سرعت به پل رسیدند ولی بعد، انفجارا مهیبی رخ داد! مواد منفجره آلمان، سه بخش از پل کانیِف رو تخریب کرد؛ این پل‌‌ها آخرین شانس سرفرماندهی شوروی برای عبور سریع از دنیپر بودن. سربازان شوروی توو چند نقطه از رودخانه گذشتند اما بدون پشتیبانی تانک، آلمان‌ها قادر به کوبیدن پل‌های کوچک بودند و به همین خاطر می‌تونستن به ارتش شوروی صدمه بزنن.

بعد از شکست آلمان در کورسک در اگوست ۱۹۴۳، خط مقدم شوروی به سرعت به غرب رفت، درواقع ارتش سرخ با قدرتی زیاد و ویرانگر پیشروی می‌کرد اون هم با بیش از ۲.۶ میلیون نفر و ۲۴۰۰ تانک! سرفرماندهی آلمان درصدد براومد  تا در رود دنیپر ‌ایستادگی کنه؛ ارتش دستور موضع گرفتن در غرب رودخانه رو پیدا کرد تا خط معروف به (وُتان) رو تشکیل بده، برای کاهش پیشروی شوروی ارتش فون منشتاین سیاست زمین سوخته رو به اجرا گذاشت، هرچیزی که قادر به حملش نبودند سوزانده و منفجر شد،‌اینکار چیزی جز نابودی سیستماتیک شرق اوکراین نبود،‌این یکی از اوج وحشیگری‌ها بود! در کشوری که جنگ جان بیش از ۵ میلیون غیرنظامی رو گرفت، یک هشتم جمعیتش آهنگ اوکراینی (آه،درباغ گیلاس) “ازش میخوام تا بگذارد بروم، او از من خواست کنارش بمانم، آه دلبندم باید خداحافظی کنم، ستاره شب در آسمان قرار دارد، مادرم میتواند از من بپرسد کجا هستم، اگر بلند شد و دید اونجا نیستم، و به شما مادرم پاسخ دهد: هی به‌این شب زیبا بنگر، بهار در راه است و با خود افسون میاورد و در اون زمان همه چیز شاداب خواهد شد”.

در حالیکه آلمان‌ها به غرب عقب نشینی میکردند، تمام پل‌ها رو نابود کردند و خطوط ریلی رو قاچ قاچ کردند، پیشروی در‌این منطقه ویران فشار زیادی به تدارکات ارتش سرخ وارد کرد،سوخت و مهمات میبایست با کامیون‌ها از صدها کیلومتری میرسید، توپخانه سنگین و تجهیزات پل سازی برای رسیدن به تقلا افتاده بودند. در شمال کیف، سپاه پنجم تانک گارد اندری کرافچنکو از اولین واحدهایی بود که به دنیپر رسید. اندری گریگوریویج کرافچنکو ژنرال کارآزموده تانک بود، کسی که یگانش نقشی حیاتی در نبرد مسکو در ۱۹۴۱ بازی کرد، سال بعد او فرمانده سپاه تانک در نبرد استالینگراد شد، از اون واحد به (سپاه تانک گارد استالینگراد) تغییر نام پیدا کرد.

در ۱۹۴۳ در نبرد مشهور تانک در پوکروفکا جنگید؛ بخشی از تهاجم کورسک، کرافچنکو برای سرباز تانک بیش از حد بزرگ بود، در حقیقت انقدر دراز بود که وقتی در جایگاه فرمانده مینشست دریچه بسته نمیشد! رود عریض دسنا، باعث توقف سپاه پنجم تانک گارد کرافچنکو نشد؛ بدون توقف برای واحدهای پل ساز افرادش تانک‌ها رو ضد آب کرده و عبور کردند اما دنیپر برای عبور به شکلی بیش از حد عمیق بود، تنها سربازان با استفاده از قایق و شناور میتونستند عبور کنند، اونها جای پای کوچکی در ساحل دوردست رود‌ایجاد کردند؛ در جنوب کیف تلاش فوق العاده‌ای برای گذر کردن ارتش‌های چهل و سوم گارد تانک از رود صورت گرفت، دنیپر در‌اینجا حدود ۶۰۰متر پهنا داشت، تقریبا ۱۰۰۰ لوله برای ساخت پلی موقت که قادر به تحمل وزن تانک باشد استفاده شد، مهندسان زیر گلوله باران آلمان و حملات هوایی کار کردند اما پس از ۱۰روز پل آماده بود؛ تی-۳۴های ارتش سوم گارد تانک شروع به گذر از روی دنیپر کردند، همزمان آلمان‌ها مشغول تقویت مواضعشون  بودند، پایتخت اوکراین (کیف) دورتر از رود قرار داشت و تقریبا تصرفش از طریق حمله مستقیم غیرممکن بود بنابراین ژنرال واتوتین فرمانده جبهه ورونژ تصمیم به حمله دو جناحه از سرپل‌هایش در رود گرفت.

در اکتبر نیروهای واتوتین برای گذر از سرپل‌ها سخت تلاش کردند. با اومدن زمستان به نظر رسید جبهه نیز منجمد شده  پس واتوتین تصمیم گرفت نقشه رو عوض کند، او هدف رو تنها یک سرپل تعیین کرد و تمام قوای زرهی اش رو برای رخنه به اونجا برد، حدود ۴۰هزار سرباز ارتش سوم تانک گارد و صدها تانک در تاریکی شب عازم شمال شدند. در صبح ۵نوامبر ارتش سرخ حمله کرد و فورا شاهراه میان کیف و ژیتومیر رو قطع کرد تنها راه گریز آلمان‌ها بسته شد، کمی بعد اولین تی-۳۴ها با عبور از جاده پر پیچ و خم و میان دره‌های منطقه نیفکی وارد کیف شدند؛ امروزه به‌این جاده همچنان (خیابان تانک) گفته میشود، در خود شهر ساختمان‌های سوزان، تیرهای رسام و منورها شب رو به روز تبدیل کرده بودند.

خدمه تانک ارتش سرخ مسیر تا مرکز کیف رو بکوب رفتند، آلمان‌های بازمانده با عجله فرار کردند، تا سحر شهر پاکسازی شد، سپاه چهارم تانک گارد استالینگراد ژنرال کرافچنکو تونست نبرد مقتدرانه دیگه‌ای  رو  به افتخاراتش اضافه کنه. ارتش سرخ کیف رو  تنها یک روز قبل از سالگرد انقلاب بلشویک آزاد کرد؛ در ۷ نوامبر شایعاتی هست که استالین به واتوتین دستوری صریح داد کیف رو  تا سالگرد انقلاب به هر قیمتی بگیرید اما احتمالا صحت نداشته باشد در غیر‌اینصورت واتوتین باید تانک‌هایش رو مستقیما وارد کیف میکرد اما در عوض ابتدا مسیر فرار آلمان رو با محاصره کردن شهر از غرب بست. در زمستان اوکراین صحنه نبرد شدیدی بود، دشت وسیع و باز که به شدت یخ زده است زمین مطلوبی برای تانک‌ها به شمار میرفت، دو طرف قوای ذخیره شان رو وارد کردند.

ارتش ششم، ارتش سرخ که آخرین  قوای‌ایجاد شده در جنگ بود در ژانویه ۱۹۴۴ تشکیل شد،‌این ارتش به رهبری ناجی کیف ژنرال آندری کرافچنکو دراومد، ارتش جدیدش ظرف چندروز غسل شلیک داده شد؛ در ابتدای ۱۹۴۴ ارتش سرخ از ژیتومیر و کیروگراد پیشروی کرد اما آلمان‌ها همچنان برجستگی بزرگی در شرق در اطراف شهر کانیف در اختیار داشتند. هیتلر با بی اعتنایی کامل نسبت به واقعیت اعتقاد داشت‌اینجا میتواند نقطه شروعی برای ضدحمله‌اینده  آلمان باشد، سرفرماندهی شوروی نیز نقشه‌های خودش رو برای‌این برجستگی داشت، تهاجم کورسون-چِوچنکوفسکی در ۲۴ ژانویه ۱۹۴۴ آغاز شد حمله به رهبری جبهه دوم اوکراین انجام شد. دو روز بعد جبهه یکم اوکراین از جناح مقابل وارد شد ؛ حمله به رهبری ۲۴۵ تانک و توپ‌های خودکششی ارتش ششم تانک کرافچنکو انجام شد. توپ‌های خودکششی یا (اس پی جی) توپ‌های سنگین سوار شده روی شاسی تانک یا برخی دیگر از خودروها بودند؛ اونها نوعی توپخانه سیار برای پشتیبانی از پیاده نظام و تانک‌ها بودند، مدل‌های سنگین مثل (سو – ۱۵۲) شوروی برای منهدم کردن تانک‌های سنگین آلمان نظیر تایگر نیز موثر بودند، ظرف تنها ۵ روز تانک‌های کرافچنکو و ارتش پنجم تانک گارد روتمیستروف در نزدیکی روستای اسونیگرودکا بهم رسیدند تقریبا ۶۰ هزار آلمانی به محاصره در اومدند، نیروهای در محاصره (ارتش سربازان اشترممن) نام گرفتند بخاطر ژنرالی که اونها رو فرماندهی میکرد، دو ارتش تانک شوروی عازم جنوب شدند تا جلوی هرگونه عملیات نجات آلمان رو بگیرند، آلمان‌های محاصره شده جنگیدند با‌این ذهنیت که کمک تو راهه  اما همه سرنوشت ارتش ششم پائولوس در استالینگراد رو در زمستان قبلی بخاطر داشتند.

بیشتر بخوانید...  بخش ۱۲: پرل هاربر؛ از یک مکان تا یک اتفاق

ژنرال کانیف فرمانده جبهه دوم اوکراین به استالین قول پیروزی دیگه‌ای داده بود اما هیتلر به همین میزان با قاطعیت گفت چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد، او به سربازان در محاصره گفت: “میتونید به من مثل یه  دیوار سنگی تکیه کنید اما در حال حاضر محکم بایستید و تا آخرین گلوله تون شلیک کنید” ژنرال هو به فرمانده ارتش یکم پنزر به (سربازان اشترممن) در پیام کوتاه رادیویی اعلام کرد: “شما رو رها خواهم کرد”؛ همزمان لوفت وافه قادر به تامین ارتش اشترممن از هوا بود گرچه تدارک هوایی باعث بروز فاجعه در نبرد استالینگراد شد، لوفت وافه قادر به تامین تدارکات ۳۰۰ هزار نفر نبود اما ارتش اشرتممن یک پنجم‌این تعداد بود.

همزمان فون منشتاین در حال جمع آوری یگان‌های زرهی برای عملیات نجات بود، او به سپاه‌های پنزر سوم و ۴۷م به فرماندهی نیکلاس فون فورمن و هرمان بریت روی آورد. هرمان بریت ژنرال ۵۱ ساله پنزر کارآزموده‌ای بود، او کهنه سرباز نبردهای لهستان و فرانسه بود و در تهاجم به شوروی به عضویت ستاد فرماندهی ارتش دراومد؛ بعد فرمانده لشکر پنزر شد قبل از اون که فرماندهی سپاه سوم پنزر رو در خلال نبرد کورسک در دست بگیره .روس‌ها زیر حمله چهار لشکر پنزر آلمان قرار گرفتند که با ۸۰ تایگر و پانتر هنگ پنزر سنگین بکا تقویت شده بودند.

در فوریه ۱۹۴۴ تانک اصلی ارتش سرخ همچنان تی-۳۴ مسلح به توپ ۷۶میلیمتری بود، اونها قابل قیاس با تانک‌های سنگین آلمانی نبودند. آلمان‌ها روستای لیسیانکا رو تصرف کردند اما هنوز چند کیلومتر تا رسیدن ارتش اشترممن فاصله داشتند و حالا قوای کمکی ارتش سرخ رسید، ارتش دوم تانک ژنرال بوگدانوف مانور پذیری دو طرف در اونجا سخت بود، اگه  زمستان قبلی به طرز عجیبی سرد بوده‌این زمستان به شکل فوق العاده‌ای معتدل بود و گرما جاده‌ها رو به رودی از گل تبدیل کرد. نبرد منطقه کورسون – شکاسی یه مرحله تعیین کننده تهاجم زمستانی تبدیل شد و‌اینجا بود که تانک مخوف شوروی اولین حضورش رو نشون داد؛ یوزف استالین یا تانک (ای اس – ۲) پاسخ مستقیمی به تایگر آلمان بود، زره جلویی اش ۱۲۰ میلیمتر ضخامت داشت هم تراز با تایگر و با‌اینکه دقت کمتر و نرخ آتش پایینتری داشت اما توپ ۱۲۲ میلیمتری قدرتمندش خطری جدی برای تانک‌های سنگین آلمانی به شمار میرفت. تانک (ای اس-۲) در هنگ‌های مستقل تانک سنگین صف آرایی کردند و به مناطق حساس جبهه که پیشروی نیاز داشتند اختصاص یافتند، اونها تاثیر زیادی در کوبیدن شهرها و شهرک‌های آلمان در ۱۹۴۵ داشتند، مدل‌های تانک (ای اس-۲) همچنان تا ۱۹۹۵ در خدمت ارتش روسیه بودند.اولین درگیری میان‌ای اس-۲ و تایگر و پانتر به بن بست خورد، آلمان‌ها متصرفاتشان رو حفظ کردند اما نتوانستند بیشتر پیشروی کنند، ارتش اشرتممن با بروشور بمباران شد که خواستار تسلیم فوری اونها  شدند، ژنرال سایدلیتز-کورزباخ که در استالینگراد اسیر شده بود با اونها  توسط بلندگو صحبت کرد او حالا  ضدنازی شده بود.

نماینده شوروی  اعزام شد تا شرایط تسلیم شدن رو اعلام کنه اما برش گردوندند. ارتش اشترممن میدونست که حالا همه چیز به اونها بستگی داره تا از محاصره خارج بشن، اونها در تنها ۵ کیلومتری سپاه سوم پنزر نبرد سختی دورتر از شندروکا انجام دادند. استالین خشمگینانه به ژوکوف تلگراف زد: “دلیل پیشروی دشمن بخاطر ضعف ارتش ۲۷م بود که به موقع تجدید قوا نشده است”. ارتش تانک روتمیستروف باعجله منتقل شد تا اطمینان بده فرار ممکن نیست، سرمای فوریه باعث یخ زدگی زمین شده بود و سرعت عملیات رو بیشتر کرد، بریت قادر بود تا پیشروی اش رو به شندروفکا از سر بگیرد در نوک پیکان نبرد لشکر پنجم اس اس وایکینگ قرار داشت که عمدتا از داوطلبان اسکاندیناویایی تشکیل شده بود اما یکی یکی تانک‌هاشون نابود شدند.تامین سوخت از طریق هوا مطلوب نبود و اغلب بخاطر هوای بد قطع میشد. فیلد مارشال فون منشتاین فرمانده ارتش جنوبی به خوبی فاجعه استالینگراد رو به یاد داشت، در اونجا  هیچ تلاش از سوی نیروهای در محاصره برای خروج انجام نشد.‌این بار بدون مشورت با هیتلر به اشترممن دستوراتی صریح داد: “ارتش اشترممن باید خودش رو  به خط ژورژنتسی-تپه ۲۳۹ برسونه  در انجا به سپاه سوم پنزر متصل خواهد شد”.

لشکرهای در محاصره آماده آخرین مرحله خروجشون شدند، در عصر ۱۶ فوریه اونها  تجهیزات سنگین و تدارکشون رو نابود کرده و در شب پیشرویشون رو شروع کردند . نازی بلژیکی لئون دگرل که یگان پنجم طوفانی داوطلبان اس اس (والونین) رو  رهبری میکرد صحنه رو توصیف میکنه : “در ساعات ۲۲ توپخانه شوروی مرکز روستا رو گلوله باران کرد، خانه‌های سوزان به نحوی نیروهامون رو به  نمایش گذاشت که انگار روز شده بود.‌این روند باعث سهولت کار رصدچی‌های توپخانه شوروی شد، گلوله‌ها روی ستون عظیممان فرود اومدند برای زنده موندن مجبور بودیم هر ثانیه روی برف بیفتیم”.

اون شب چند واحد به خطوط سپاه سوم پنزر فرار کردند، روز بعد هواپیماهای هجومی شوروی بخاطر هوای بد زمینگیر شدند اما اغلب واحدها هنوز در امنیت نبودند؛ بدتر از اون  وعده گاهشون  تپه ۲۳۹ رو هنوز در دست روس‌ها دیدند که با تی-۳۴ به شدت حفاظت میشد. آلمان‌ها مجبور به دور زدن تپه ۲۳۹ شدند اما‌اینکار رود گنیلوی تیکیک رو بین اونها و خطوط امنشون قرار میداد.۲۰ هزار نفر در اون  سمت رود خروشان گیر افتادند ۳۰ متر پهنا داشت با سرمای استخوان سوز و پلی هم در کار نبود.تی-۳۴‌ها از شمال در حال رسیدن بودند ناامید از فرار، برخی شناور و طناب ساختند تا عبور کنند اما بسیاری وحشت زده شدند و خودشون رو به آب یخ زدند صدها نفر غرق شدند بسیاری شوک زده یا سرما زده شدند، در مجموع نزدیک به نیمی از ارتش اشترممن تونستند فرار کنند اما ۳۰ هزار آلمانی  تلف شدند در بین خودشون  ژنرال اشترممن حضور داشت که در حال فرماندهی عقبه قوا کشته شد، میتونست برای آلمان‌ها بسیار بدتر از‌اینها باشد. استالینگراد در دنیپر که کانیف قولش رو  داده بود در واقعیت ناکام ماند اما باز هم شکستی سنگین برای ورماخت بود.

قدم به قدم رود به رود ارتش سرخ متجاوزان رو به عقب روند ؛نبرد منطقه کورسون-چکاسی تنها سرآغاز موفقیت‌های شوروی در اوکراین بود،تلفات سنگین وارد اومده به لشکرهای پنزر در‌اینجا معنیش‌این بود که ارتش مرکزی دیگه نمیتونه ضدحمله موثری انجام بده در حالیکه نبرد در کورسون ادامه داشت، جبهه یکم اوکراین به سمت غرب پیش رفت تا شهرهای رونو و لوتسک رو شروع  کند، بجای تانک ژنرال واتوتین تونست موفقیت‌هاش رو  با سواره نظام قدیمی بدست بیاره  در حالیکه به سوی روستاهای اوکراین پیش میرفتند برجستگی دیگری شکل گرفت و ارتش جنوبی آلمان رو گرفتار کرد.فرماندهی شوروی دو ارتش تانک رو به داخل‌این برجستگی فرستاد تا از اونجا علیه عقبه ارتش یکم پنزر ژنرال هوبه عازم جنوب بشن .تهاجم در ۲۲ مارس ۱۹۴۴ آغاز  شد.سه روز بعد ۲۰۰ هزار نفر از ارتش یکم پنزر به محاصره دراومدند، در مرکز‌این محاصره جدید آلمان  شهر کامانتس پودولسکی واقع بود؛هیتلر به سپاه دوم پنزر اس اس منتقل شده از فرانسه دستور داد راهی نجات ارتش پنزر هوبه شوند.

بیشتر بخوانید...  بخش ۵: می تا جون ۱۹۴۰؛ سقوط فرانسه

با کمک‌این قوای پشتیبانی و مهارت هوبه در اداره کردن نیروهایش ارتش یکم پنزر تونست از تله خارج بشه اما عمده تانک‌ها و تجهیزات سنگینشون رو مجبور شدند رها کنند.موفقیت‌های پیاپی ارتش سرخ در اوکراین مفهوم راهبردی خاصی داشت، یکی‌این بود که فرماندهی آلمان متقاعد شد که تهاجم بزرگ تابستانی شوروی در ۱۹۴۴ در اوکراین انجام خواهد شد پس‌اینجا بود که اونها  تانک‌ها و هواپیماهای ذخیره شون رو اعزام کردند اما حمله تابستانی شوروی با نام عملیات (باگراتیون) در بلاروس آغاز شد، نتیجه اون  آزاد سازی مینسک و نابودی ارتش مرکزی آلمان  بود پنزرهای ذخیره شوروی مجبور به رفتن به شمال شدند تا خط رو احیا کنند، دو لشکر باقی مانده پنزر آلمان در اوکراین عقب رفتند و به فرماندهی ژنرال بریت دراومدند،اونها برای ضدحمله در مقابل هر تهاجم شوروی نگه داشته شدند.

در ۱۴ جولای ۱۹۴۴ جبهه یکم اوکراین به سمت شهر لووف حمله برد قوای زرهی بریت برای ضدحمله جلو رفتند اما روس‌ها حالا آسمون رو هم  در اختیار داشتند. «در راه» به نوشته ژنرال فون ملنتین “لشکر هشتم پنزر که در ستونی طولانی حرکت میکرد زیر حمله هواپیماهای روسی قرار گرفت‌این حمله تلفات وحشتناکی به جای گذاشت و بسیاری از تانک‌ها و کامیون‌ها در آتش سوختند و تمام امیدها به ضدحمله از بین رفت”. جبهه یکم اوکراین پیش رفت با محاصره کردن سپاه هشتم آلمان در نزدیکی شهر برودی در میان‌این نیروها لشکر ۱۴م گرانادایر وافن اس اس (گالیتسیا) حضور داشت.لشکر ۱۴م اس اس در آلمان  (گالیتسیا) گفته میشد به اوکراینی (گالیجینیا) از داوطلبان تازه کار ضد  بلشویک گالیتسیا تشکیل شده بود. منطقه‌ای تاریخی در غرب اوکراین.

در جولای ۱۹۴۴‌این لشکر ۱۵ هزار نیرو داشت و تحت فرماندهی یک آلمانی اس اس (بریگیدفیور) فریتز فرایتاگ بود.در ۱۹۴۳ مشغول عملیات‌هایضد پارتیزانی بود؛ در تابستان ۱۹۴۳ برای اولین بار در جبهه حضور داشت، ژنرال فون ملنتین شرایط رو  توضیح میده : “لشکر اس اس گالیتسیا که در جنگل موضع گرفته بود نمیتونست‌ایستادگی کنه در نتیجه روس‌ها رخنه عمیقی به جناح چپ سپاه مان انجام دادند”. هیچ راه فراری از منطقه برودی وجود نداره، بازماندگان پس از ۴ روز از محاصره تسلیم ارتش سرخ شدند، لشکر اس اس گالیتسیا با ۳۰۰۰ نفری که از فاجعه برودی فرار کردند  دوباره تشکیل شد،اونها بعدا برای نبرد با پارتیزان‌های یوگوسلاوی استفاده شدند،این لشکر به متفقین غربی در می ۱۹۴۵ تسلیم شد به لطف نفوذ واتیکان که سربازان لشکر گالیتسیا رو کاتولیک خوب و ضد کمونیست متعصب میدید از استرداد اعضاش به شوروی جلوگیری شد در عوض بسیاریشان به بریتانیا و کانادا رفتند. اکنون ارتش‌های شوروی به سوی لووف پیش رفتند اما آلمان ‌ها مواضعشون رو استحکام بخشیده بودند و میتونستند تهاجم مستقیم به شهر رو مهار کنند پس نیروهای شوروی شروع به دور زدن شهر از شمال و جنوب کردند.خبر دیده شدن تانک‌های شوروی در غرب شهر وحشت آفرینی  کرد؛آلمان‌ها شهر رو رها کردند، عبور ارتش سرخ از مرزهای شوروی تقریبا بدون مشکل انجام شد.

در پایان جولای سرپل سندرومیرز رود ویستولا رو تصرف کردند،اینجا به سکوی پرتابی برای تهاجم پایانی به آلمان تبدیل شد.

جناح جنوبی جبهه شرق میتونست جنبه انحرافی داشته باشه اگر میدان‌های نفتی رومانی برایشون حیاتی نبود، اونها برای ماشین جنگی آلمان ضروری بودند،هیتلر از‌این منابع به هر قیمتی دفاع میکرد اما او پیشنهاد عقب نشینی به خط جدید کوهستان کارپتیان رو رد کرد که توسط متحد هیتلر دیکتاتور رومانی‌ایون انتونسکو مطرح شده بود تنها گذرگاه کوهستان دره عریض ۸۰ کیلومتری بود با نام (دروازه فاکسانی) در‌اینجا انتونسکو ۱۵۰۰ سنگر بتنی ساخته بود.رومانی میتونست به دژی نفوذ ناپذیر تبدیل بشه اما هیتلر نسبت به هر پیشنهاد عقب نشینی لجاجتی مطلق داشت. در تابستان ۱۹۴۴ جبهه  رومانی در امتداد رود دنیستر بود اونجا توسط ارتش ششم آلمان  حفاظت میشد.ارتش ششم در اکتبر ۱۹۳۹ تشکیل شد، سال بعد عازم فرانسه شد و به فتح پایتخت فرانسه کمک کرد، در ۱۹۴۱ ارتش جنوبی رو در تهاجم به اوکراین رهبری کرد اما ۱۹ ماه بعد در استالینگراد نابود شد.ارتش دوباره در ماه بعدش به فرماندهی ژنرال‌هالیت شکل گرفت، احتمالا گمان برد عدد ۶ برای آلمان‌ها بدشانسی میاورد اما ارتش میخواست فاجعه‌ای که در استالینگراد متحمل شده فراموش شود و در عوض روحیه جنگندگی اولین سال‌هایش برگردد،‌این ارتشی بود که پیروزمندانه در پاریس رژه رفت و دلیرانه در اوکراین پیشروی کرد، اکنون وظیفه اش دفاع از نفت رومانی بود جالب‌اینکه ارتش ششم همان همسایگان استالینگرادش رو داشت.جناحش در پوشش ارتش‌های سوم و چهارم رومانی بود.فرماندهی استاوکا نقشه محاصره عظیم دیگه‌ای رو کشید؛جبهه دوم اوکراین به فرماندهی ژنرال مالینوسکی و جبهه سوم اوکراین به رهبری ژنرال تولبوکین همزمان عازم محاصره نیروهای آلمانی در رود دنیستر شدند.ارتش ششم تانک کرافچنکو به جبهه دوم اوکراین منتقل شد اونها چندین ماه دور از جبهه بودند،‌این ارتش استراحت کرد و تجدید قوا و مجهز به بیش از ۴۰۰ تانک و توپ خودکششی شد،این تنها ارتش تانک شوروی در جنوب شرقی اروپا بود ماموریتش نفوذ در میدان‌های نفتی رومانی بود پیش از اونکه به سمت مجارستان و اتریش پیشروی کنه .همزمان ارتش‌های تانک دیگر شوروی به آلمان پیشروی کردند، آماده کردن شوروی کاملا مخفیانه انجام گرفت، نگرانی اصلی استاوکا‌این بود که دشمن قبل از شروع حمله به دروازه فاکسانی عقب نشینی کنه.

در ۱۹۴۴ ارتش سرخ استاد استتار و مخفی کاری شده بود، آلمان‌ها در رود دنیستر    تقویتی در قوای شوروی ندید .در اواسط اگوست ژنرال فرتر پیکو فرمانده ارتش ششم گزارش داد که همه چیز تو جبهه اش آرام است،او درک نکرده بود که‌این آرامش قبل از طوفان است.تهاجم شوروی در طول دنیستر در ۲۰ اگوست ۱۹۴۴ شروع شد؛ افسر آلمانی به یاد می آورد : “مقرهای لشکر زیر گلوله باران سنگین شوروی قرار گرفت از دید بهتر ما به نظر رسید کل دره دنیستر زیر ابر غلیظی از دود پنهان شده بود و خورشید به طور کامل پوشیده شد”. نیروهای رومانیایی و آلمانی به سرعت غرق آشوب شدند علی الخصوص از تسلیحات دفاعی ضدتانک برای مقابله با تانک‌های شوروی بی بهره بودند. در روز سوم نبرد ارتش ششم دستور عقب نشینی گرفت تا اون زمان بیشتر مسیرهای فرارش قطع شده بودند و پس از عقب نشینی ستون‌های قوای آلمانی  زیر آتش و بمباران هواپیماهای شوروی قرار گرفت.

بیشتر بخوانید...  بخش ۶: مقاومت بریتانیای تنها و سردرگمی آلمان

ارتش ششم به تقلا افتاد تا به رود پروت برگرده اما در حالیکه واحدهای آلمانی  به شهر هوشی رسیدند، مستقیما با تی-۳۴‌های ارتش سرخ وارد شده از جاده دیگه روبرو شدند. تانک‌ها به نابودی کامیون‌ها و ارابه‌های عقب نشینی کننده مشغول شدند .روز بعد منورهای سفید باعث شادی و شور سربازان ارتش سرخ شدند،به‌این معنی بود که جبهه‌های دوم و سوم اوکراین بهم رسیده بودند،روس‌ها بار دیگر ارتش ششم رو محاصره کردند،بازماندگان آلمانی و رومانیایی به رود سیرت عقب نشینی کردند؛‌این تهاجم موفقیت خیره کننده شوروی رو در پی داشت.همزمان شاه مایکل ۲۲ساله رومانی مارشال انتونسکو رو به کاخش فراخواند،اون از انتونسکو خواست تا کشور رو از لیست متحدین آلمان نازی خارج کنه وقتی که خودداری کرد پادشاه بازداشتش کرد،با ضمانتی که از سمت شوروی به رومانی مبنی بر حفظ استقلالش داده شد، رومانی به متفقین پیوست و طی روزهای آتی ارتش رومانی با آلمان‌ها جنگید و آلمان  هنوز قوای قابل توجهی در رومانی داشت بخصوص برای حفاظت از میدان‌های نفتی پلویست؛ آلمان‌ها از اونها برای غلبه و سرنگونی کودتای پادشاهی رومانی استفاده کردند اما توسط ارتش رومانی مهار شدند، حالا ارتش ششم تانک کرافچنکو دستور یافت به سرعت به دروازه فاکسانی پیشروی کند تا جلوی هرگونه فرصتی برای آرایش  گرفتن دشمن رو بگیرند، تانک‌هایش پیش رفتند و استحکامات رها شده توسط ارتش رومانی رو رد کردند.

سه روز بعد تی ۳۴ها به میدان‌های نفتی پلویست رسیدند و روز بعد به پایتخت رومانی بخارست رسیدند، بازماندگان قوای آلمانی در رومانی تنها یک راه فرار داشتند در امتداد رشته کوه کارپتیان به مجارستان چند واحد تونستند فرار کنند پس از چندین تلاش ناموفق برای خروج از محاصره ارتش ششم المان در سپتامبر ۱۹۴۴ فروپاشید.شکست ارتش ششم پائولوس در استالینگراد دوماه زمان برد برای شکستن ارتش ششم فرتر-پیکو در رومانی تنها ۲هفته وقت صرف شد بخاطر‌این پیروزی درخشان استالین به ارتش ششم تانک لقب (گارد) داد.فقط  ۸ماه از عمر‌این واحد میگذشت. در پائیز ۱۹۴۴ که عملیات‌های جبهه شرق تموم شده بود،نبرد مجارستان شروع  شد در‌اینجا هیتلر در تقلا برای حفظ آخرین میدان‌های  نفتی اش بود؛ پیشروی شوروی به غرب از طریق کارپتیان بخاطر اراضی صعب العبور و جاده نامناسب  کند شد به علاوه رومانی از خطوط ریلی متفاوتی نسبت به شوروی استفاده میکرد به‌این معنی که تمام تدارکات ارسالی با ریل باید به واگن‌های جدید منتقل میشدند،‌این معضلات لجستیکی پیشروی ارتش سرخ رو کند کرد حتی کندتر از دشمن! اما با‌این حال در حال پیشروی مداوم به سوی پایتحت مجارستان (بوداپست) بودند.همزمان هیتلر به تانک‌های ذخیره ش دستور داد به مجارستان بروند در میانشان سپاه سوم پنزر تجدید قوا شده ژنرال بریت بود؛با پیش قراولی ارتش ششم تانک گارد جبهه دوم اوکراین به بوداپست نزدیک شد اما حمله مستقیم به شهر از دستور خارج شد. پایتخت مجارستان به محاصره دراومد !

در ۲۹ اکتبر ۱۹۴۴ ارتش ششم تانک گارد شروع به پیشروی در ساحل شرقی دانوب کرد و نیروهای آلمانی رو در مسیر متفرق کردند، در جنوب جبهه سوم اوکراین از دانوب گذشت و بوداپست رو از غرب محاصره کرد؛ تله در روز کریسمس ۱۹۴۴ بسته شد و آلمان‌های متلاشی نزیک بوداپست باعث شدند تا هیتلر فرمانده شون رو تغییر بده .ارتش ششم یه بار دیگه تشکیل شد و به فرماندهی ژنرال هرمان بالک دراومد و ماموریتش رفع حصر بوداپست بود، برای رسیدن به‌این هدف ارتش ششم با دو سپاه پنزر اس اس انتقالی از لهستان تقویت شد،رییس ستاد هیتلر‌هاینتز گودریان قویا با تضعیف کردن جبهه مرکزی مخالفت کرد اما هیتلر مصمم بود.نبرد شدیدی در ژانویه ۱۹۴۵ رخ داد که طی اون واحدهای پنزر اس اس تلاشی کردند اما نتونستند محاصره رو بشکنند، اولتیماتوم روس‌ها به افراد مستقر رد شد، نبردی که ادامه یافت باعث نابودی اکثر نقاط شهر و کشته شدن نزدیک به ۴۰هزار غیرنظامی شد،مدافعان بلاخره در ۱۳فوریه ۱۹۴۵ تسلیم شدند.

در ۷ ژانویه تانک‌های شوروی به پل‌های دانوب نزدیک کومانو رسیدند در راه پالایشگاه‌های نفتی مجارستان اما هیتلر که به شدت گوشه گیر و متوهم بود هنوز به مجارستان چشم امید داشت، او طرح فرستادن تشکیلات عظیم و ویژه پنزر رایش سوم رو کشید که حالا در ارتش ششم پنزر اس اس سازماندهی شده بودند، پس از امن کردن عرضه نفتی اش هیتلر طرح استفاده از ارتش پنزر اس اس برای عقب روندن  روس‌ها از دروازه‌های برلین رو داشت، نیروهای شوروی در مجارستان با بهترین واحدهای باقیمانده ورماخت روبرو بودند اما با زمینگیر شدنشون در جنوب بدین معنی بود که تشکیلات ویژه اس اس در نبرد سرنوشت ساز اطراف برلین حضور ندارد. حرکت ارتش پنزر اس اس از توجه سرویس اطلاعات رادیویی شوروی پنهان نمونده بود برای مقابله با‌این خطر جبهه سوم اوکراین به سرعت با زره کوب‌های (سو-۱۰۰) تقویت شد،‌این خودروها مخصوص کوبیدن تانک‌های سنگین آلمان طراحی شده بودند؛ جبهه سوم اوکراین ۸۰ (سو-۱۰۰) دریافت کرد،‌این مقدار بیش از هر جبهه  شوروی دیگه‌ای بود حتی اونهایی که در حال پیشروی به برلین بودند. توپ خودکششی (سو-۱۰۰) مختص زره کوبی ساخته شده بود، روی شاسی تانک تی-۳۴ سوار شده بود اما توپ رو به جلوی ۱۰۰ میلیمتری داشت،‌این سلاح مخوف میتونست در زره جلویی پانتر آلمانی  از ۱۵۰۰ متری نفوذ کنه،تولید انبوهش تازه از سپتامبر ۱۹۴۴ شروع شده بود.آخرین تهاجم آلمان در جنگ جهانی دوم در دریاچه بالاتون انجام گرفت و با آتش مخرب توپ‌های خودکششی شوروی از حرکت بازموند ؛با کند شدن تهاجم آلمان تانک‌های شوروی ضدحمله شون رو شروع کردند. برتری بزرگ عددی ارتش سرخ به معنی خطر همیشگی محاصره شدن دشمنشون بود، ارتش پنزر اس اس تمام راه تا اتریش رو عقب کشید تا ناچار از پایتخت دفاع کنه اما در ۱۳ اوریل پس از چندروز نبرد شدید خیابانی وین به دست ارتش سرخ افتاد اما‌این آخرین نبرد سربازان ارتش ششم تانک گارد نبود؛ با‌اینکه پرچم پیروزی شوروی بر فراز رایشتاگ در برلین به احتزاز دراومد،ارتش مرکزی فیلد مارشال شورنر در چک اسلواکی به نبرد ادامه داد.

ارتش ششم تانک گارد شتابان به سمت پراگ رفت،اونها به تانک‌های جبهه یکم اوکراین پیوستند که از جنوب میرفت، دو جبهه شوروی در پایتخت چک باهم روبرو شدند،ارتش مرکزی رو به محاصره دراورده و وادار به تسلیمش کردند. در چک اسلواکی ارتش سرخ ۹۰۰ هزار سرباز ورماخت رو اسیر کرد از جمله ۶۰ ژنرال پیروز در جنوب کامل شد اما در‌این حین نبرد سخت و شدیدی در شمال جریان داشت،‌این اوج نبردهای جنگ بود و هدف نهایی ارتش سرخ نبرد برلین بود.